Mon
Sep
15
نام اثر: ایلیاد
نوع اثر: داستانی
نویسنده: هومر
مترجم: سعید نفیسی
انتشارات: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
شخصیت: آخیلوس
ای الههی شعر٬ خشم آخیلوس٬ فرزند پله را بسرای٬ خشمی دلآزار که دردهای بیشمار مردم آخائی را فراهم کرد و آنهمه نفوس مغرور و دلیر را بهکام مرگ افگند و پیکرهاشان را طعمهی سگان و پرندگان بیشمار کرد٬ تا ارادهی زئوس خدایِ خدایان انجام پذیرفت. ای الهه٬ از آن روزی سخن آغاز کن که ستیزهای شوم میان آگاممنون فرزند آتره که پادشاه مردم بود و آخیلوس دلاور که از نژاد خدایان بود نفاق افکند.
کدامین خدا ایشان را در ستیزه بههم انداخت؟ آپولون پسر لتو و زئوس.
برای مطالعهی مقالهی کامل ِ من دربارهی آشیل٬ اینجا را کلیک کنید.
Thu
Sep
11
صدای ِ گام برداشتنهای ِ دامبلدور را٬ آنزمانی که برایِ نخستین بار٬ پا به پرایوتدرایو میگذارد تا پس از گفتمانی طولانی و شگرف با پروفسور مکگونـِگال٬ هری پاتر ِ کوچک را به خاله و شوهرخالهی نهچندانمهربانش بسپارد٬ هرگز از یاد نمیبرم. آنزمان که در معصومیتِ کودکانهی خود٬ غرق ِ ابرقهرمانیهایِ قهرمانی از جنس خودم شده بودم٬ هرگز از یاد نمیبرم و ساعتها را و ساعتها را و ساعتها را که خواندم و خواندم و خواندم٬ داستانِ این قهرمانِ دوستداشتنی ِ عینکی را٬ بیآنکه ملال و خستگی بر من چیره شود…
و شلنگانداز راه رفتنهایِ استرایدر را آن زمان که برای بار نخست با فرودو بگینز ِ کوچکاندام٬ مواجه میشد هرگز از یاد نمیبرم و آن بچههای بدشانس ِ داستانهای لمونی اسنیکت را و سپس اسکلیگ را که افقهای جدیدی بر چشمانداز ِ مطالعاتیام گشود و آنگاه تمام ِ 40 و 5 سوارکار ِ اهل ِ گاسکونی ِ داستانِ الکساندر دوما را و آنگاه قهرمانهای فراوانی که کتابهایِ اُستر و پروست و هدایت و سروانتس به سویم رهنمون ساختند و به دنبال آنها٬ پیرزنها و کودکانِ شهری و دهاتی را در فیلمهای عباس کیارستمی و در نهایت ادبیاتِ غنایی ِ خیام و حافظ و مولانا را - با تمام قهرمانهای ِ نداشتهیشان - هرگز از یاد نمیبرم.
در این وبلاگ٬ قرار است خلاصه و کوتاه٬ از این شخصیتهایِ دوستداشتنی بنویسم٬ از شخصیتهایی که به شخصه دوستشان دارم و میدانم که دوستشان خواهید داشت. امید بر آن دارم که مورد توجه شما واقع شود.
پینوشت. همانطور که گفتم در اینجا قرار است خلاصهوار بنویسم٬ بنابراین نوشتههای طولانیتر٬ در وبلاگِ دیگرم قرار خواهند گرفت و در اینجا تنها لینک آنها را میگذارم.